پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹

خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالش

خداوندا نگه دار از زَوالش

ز رکن آباد ما صد لوحش الله

که عمرِ خضر می‌بخشد زلالش

میانِ جعفرآباد و مُصَلّا

عبیرآمیز می‌آید شِمالش

به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی

بجوی از مردمِ صاحب کمالش

که نامِ قند مصری برد آنجا؟

که شیرینان ندادند اِنفِعالش

صبا زان لولیِ شنگولِ سرمست

چه داری آگهی؟ چون است حالش؟

گر آن شیرین پسر خونم بریزد

دلا چون شیرِ مادر کن حلالش

مکن از خواب بیدارم خدا را

که دارم خلوتی خوش با خیالش

چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر

نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴هاتفی از گوشهٔ میخانه دوش
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۵در عهدِ پادشاهِ خطابخشِ جُرم پوش
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۸کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوش
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.