پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳

سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش

که دورِ شاه‌شجاع است، مِی دلیر بنوش

شد آن که اهلِ نظر بر کناره می‌رفتند

هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

به صوتِ چنگ بگوییم آن حکایت‌ها

که از نهفتنِ آن دیگِ سینه می‌زد جوش

شرابِ خانگیِ ترسِ محتسب‌خورده

به رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش

ز کویِ میکده دوشش به دوش می‌بُردند

امامِ شهر که سجاده می‌کشید به دوش

دلا! دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجات

مکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش

محلِ نورِ تَجَلّی‌ست رایِ انور شاه

چو قربِ او طلبی در صفایِ نیّت کوش

به جز ثنایِ جلالش مساز وِردِ ضمیر

که هست گوشِ دلش محرمِ پیامِ سروش

رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند

گدایِ گوشه‌نشینی تو حافظا مَخروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۵در عهدِ پادشاهِ خطابخشِ جُرم پوش
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۸کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوش
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۰دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱ما آزموده‌ایم در این شهر بختِ خویش
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.