پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰

دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش

که آن شِکاریِ سرگشته را چه آمد پیش

چو بید بر سرِ ایمانِ خویش می‌لرزم

که دل به دستِ کمان ابرویی‌ست کافِرکیش

خیال حوصلهٔ بحر می‌پزد هیهات

چه‌هاست در سرِ این قطرهٔ محال‌اندیش!

بنازم آن مژهٔ شوخِ عافیت‌کُش را

که موج می‌زندش آبِ نوش، بر سرِ نیش

ز آستینِ طبیبان هزار خون بچکد

گَرَم به تجربه دستی نهند بر دلِ ریش

به کویِ میکده گریان و سرفِکنده رَوَم

چرا که شرم همی آیدم ز حاصلِ خویش

نه عمرِ خِضر بِمانَد، نه مُلکِ اسکندر

نزاع بر سرِ دنیی دون مَکُن درویش

بِدان کمر نرسد دستِ هر گدا حافظ

خزانه‌ای به کف آور ز گنجِ قارون بیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۳بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴در وفایِ عشقِ تو، مشهورِ خوبانم چو شمع
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۵سَحَر به بویِ گلستان دَمی شدم در باغ
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۸مقامِ امن و میِ بی‌غَش و رفیقِ شفیق
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۹اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.