پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۶

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِی‌فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع

سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش

وان گَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک

زهره در رقص آمد و بَرْبَط زنان می‌گفت نوش

با دلِ خونین لبِ خندان بیاور همچو جام

نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش

تا نگردی آشْنا زین پرده رَمزی نشنوی

گوشِ نامحرم نباشد جایِ پیغامِ سروش

گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور

گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی داشت هوش

در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید

زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

بر بساطِ نکته‌دانان خودفروشی شرط نیست

یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش

ساقیا مِی ده که رندی‌هایِ حافظ فهم کرد

آصِفِ صاحب‌قرانِ جرم‌بخشِ عیب‌پوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۸کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوش
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۹مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۰دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱ما آزموده‌ایم در این شهر بختِ خویش
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۲قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۳بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۴در وفایِ عشقِ تو، مشهورِ خوبانم چو شمع
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۵سَحَر به بویِ گلستان دَمی شدم در باغ
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.