پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴

هاتفی از گوشهٔ میخانه دوش

گفت ببخشند گنه، مِی بنوش

لطفِ الهی بِکُنَد کارِ خویش

مژدهٔ رحمت برساند سروش

این خِرَدِ خام به میخانه بَر

تا مِیِ لعل آوَرَدَش خون به جوش

گرچه وصالش نه به کوشش دهند

هر قَدَر ای دل که توانی بکوش

لطفِ خدا بیشتر از جرمِ ماست

نکتهٔ سربسته چه دانی؟ خموش

گوشِ من و حلقهٔ گیسویِ یار

رویِ من و خاکِ درِ مِی فروش

رندیِ حافظ نه گناهیست صَعب

با کَرَمِ پادشه عیب پوش

داورِ دین، شاه شجاع، آن که کرد

روحِ قدس حلقهٔ امرش به گوش

ای مَلِکُ العَرش مرادش بده

و از خطرِ چشمِ بَدَش دار گوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۶دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۷ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۸کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوش
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۹مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۰دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱ما آزموده‌ایم در این شهر بختِ خویش
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.