پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷

فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش

گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند

خواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش

جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل

زین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش

بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور نه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما می‌گُذَری

بر حذر باش، که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل

جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش

صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه

به دو جامِ دگر آشفته شود دستارش

دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بود

نازپروردِ وصال است، مجو آزارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالش
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴هاتفی از گوشهٔ میخانه دوش
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۵در عهدِ پادشاهِ خطابخشِ جُرم پوش
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.