پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰

دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرس

زهرِ هجری چشیده‌ام که مَپُرس

گشته‌ام در جهان و آخرِ کار

دلبری برگزیده‌ام که مپرس

آن چنان در هوایِ خاکِ دَرَش

می‌رود آبِ دیده‌ام که مپرس

من به گوشِ خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده‌ام که مپرس

سویِ من لب چه می‌گَزی که مگوی

لبِ لعلی گَزیده‌ام که مپرس

بی تو در کلبهٔ گداییِ خویش

رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

همچو حافظ غریب در رَهِ عشق

به مَقامی رسیده‌ام که مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴به دورِ لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵صوفی گُلی بچین و مُرَقَّع به خار بخش
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶باغبان گر پنج‌روزی صحبتِ گل بایدش
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸شرابِ تلخ می‌خواهم که مردافکن بُوَد زورش
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالش
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.