پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱

درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز

بیا که در تنِ مُرده، رَوان درآید باز

بیا که فُرقَتِ تو، چشمِ من چنان در بست

که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز

غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت

ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز

به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه می‌دارم

به جز خیالِ جمالت، نمی‌نماید باز

بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو

ستاره می‌شِمُرَم تا که شب چه زاید باز

بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ

به بویِ گُلبُنِ وصلِ تو می‌سُراید باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۳بیا و کَشتیِ ما در شَطِ شراب انداز
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک انداز
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۵برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۶دلم رمیدهٔ لولی‌وَشیست شورانگیز
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹دلا، رَفیقِ سفر بختِ نیکخواهت بس
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۰دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرس
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.