پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸

هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز

ز رویِ صدق و صفا گشته با دلم دَمساز

رَوَندگانِ طریقت رَهِ بلا سِپَرَند

رفیقِ عشق چه غم دارد از نَشیب و فراز

غمِ حبیب نهان بِه ز گفت و گوی رقیب

که نیست سینهٔ اربابِ کینه‌، محرمِ راز

اگر چه حُسنِ تو از عشقِ غیر مُستَغنی‌ست

من آن نیَم که از این عشق‌بازی آیم باز

چه گویَمَت که ز سوزِ درون چه می‌بینم

ز اشک پُرس حکایت که من نیَم غَمّاز

چه فتنه بود که مَشّاطِهٔ قضا انگیخت

که کرد نرگسِ مستش سیَه به سرمهٔ ناز

بدین سپاس که مجلس مُنَوَّر است به دوست

گَرَت چو شمع جفایی رِسَد بسوز و بساز

غَرَض کِرشمهٔ حُسن است ور نه حاجت نیست

جمالِ دولتِ محمود را به زلفِ ایاز

غزل سُرایی ناهید صرفه‌ای نَبَرَد

در آن مَقام که حافظ برآورد آواز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۰ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۱درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲حالِ خونین دلان که گوید باز؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۳بیا و کَشتیِ ما در شَطِ شراب انداز
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۴خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک انداز
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۵برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۶دلم رمیدهٔ لولی‌وَشیست شورانگیز
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.