پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱

شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر

«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»

دلا در عاشقی ثابت‌قدم باش

که در این رَه نباشد کار بی‌اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

و لو آذَیْتَني بِالْهَجرِ و الْحَجر

برآی ای صبحِ روشن‌دل خدا را

که بس تاریک می‌بینم شبِ هَجر

دلم رفت و ندیدم رویِ دل‌دار

فَغان از این تَطاول، آه از این زَجر

وفا خواهی، جفاکَش باش حافظ

فَاِنَّ الرِّبْحَ و الْخُسرانَ فِي التَّجْر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴دیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۷روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.