پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶

تَرسَم که اشک، در غمِ ما پرده‌دَر شود

وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود

گویند سنگْ لَعل شود، در مقامِ صبر

آری شود، وَلیکْ به خونِ جِگِر شود

خواهَم شُدَن به میکده گریان و دادخواه

کَز دستِ غَم خلاصِ مَن، آنجا مَگَر شود

از هَر کَرانه تیرِ دُعا کَرده‌ام رَوان

باشَد کَز آن میانه یکی کارگر شود

ای جانْ حَدیثِ ما بَرِ دِلدار بازگو

لیکن چنان مَگو که صَبا را خَبَر شود

از کیمیایِ مِهرِ تو زَر گَشت رویِ مَن

آری به یُمْنِ لطفِ شُما خاک، زَر شود

دَر تنگنایِ حِیرتَم از نِخوتِ رَقیب

یا رَب مَبادْ آن که گدا معتبر شود

بَس نکته غیرحُسن بِباید که تا کَسی

مَقبولِ طبعِ مردمِ صاحب‌نظر شود

این سَرکشی که کنگرهٔ کاخِ وَصلْ راست

سَرها بر آستانهٔ او خاکِ دَر شود

حافظ چو نافهٔ سَرِ زُلفش به دَستِ توست

دَمْ دَرکَش اَر نِه بادِ صبا را خبر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹بخت از دهانِ دوست نشانم نمی‌دهد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۱گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآید
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۴چو آفتاب مِی از مشرقِ پیاله برآید
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵زهی خجسته زمانی که یار بازآید
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.