پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲

بر سرِ آنم که گر ز دست برآید

دست به‌کاری زنم که غصّه سرآید

خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید

بر درِ اربابِ بی‌مروّتِ دنیا

چند نشینی که خواجه کی به درآید

تَرکِ گدایی مکن که گنج بیابی

از نظرِ رهرُوی که در گذر آید

صالح و طالِح مَتاعِ خویش نمودند

تا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبلِ عاشق تو عمر خواه که آخِر

باغ شود سبز و شاخِ گُل به بر‌آید

غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیست

هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴چو آفتاب مِی از مشرقِ پیاله برآید
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵زهی خجسته زمانی که یار بازآید
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶اگر آن طایرِ قدسی ز دَرَم بازآید
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۸جهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشید
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۹رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰ابرِ آذاری برآمد بادِ نوروزی وزید
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.