پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید

صَفیرِ مرغ برآمد، بَطِ شراب کجاست؟

فَغان فتاد به بلبل، نقابِ گُل که کشید؟

ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد

هر آن که سیبِ زَنَخدانِ شاهدی نَگَزید

مَکُن ز غُصّه شکایت که در طریقِ طلب

به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

ز رویِ ساقی مَه‌وَش گلی بچین امروز

که گِردِ عارضِ بُستان خطِ بنفشه دمید

چُنان کرشمهٔ ساقی دلم ز دست بِبُرد

که با کسی دِگَرَم نیست برگِ گفت و شَنید

من این مُرَقَّعِ رنگین چو گُل، بخواهم سوخت

که پیرِ باده‌فروشش به جُرعه‌ای نخرید

بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب

که رفت موسم و حافظ هنوز مِی نچشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵الا ای طوطیِ گویا‌یِ اسرار!
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷صبا ز منزلِ جانان گذر دریغ مدار
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ای صبا نَکهَتی از کویِ فُلانی به من آر
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.