پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴

معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید

شبی خوش‌ است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضورِ خلوتِ اُنس است و دوستان جمعند

وَ اِنْ یَکاد بخوانید و در فَراز کنید

رَباب و چنگ به بانگِ بلند می‌گویند

«که گوشِ هوش به پیغامِ اهلِ راز کنید»

به جانِ دوست که غم پرده بر شما نَدَرَد

گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید

میانِ عاشق و معشوق فَرق بسیار است

چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید

نخست موعظهٔ پیرِ صحبت این حرف است

که «از مُصاحبِ ناجِنس اِحتِراز کنید»

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

بر او نَمُرده، به فتوای من نماز کنید

وگر طلب کند انعامی از شما حافظ

حَوالَتَش به لبِ یارِ دل‌نواز کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷صبا ز منزلِ جانان گذر دریغ مدار
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸ای صبا نَکهَتی از کویِ فُلانی به من آر
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۰روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۱شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۳ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.