پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸

ای صبا نَکهَتی از کویِ فُلانی به من آر

زار و بیمارِ غَمَم راحتِ جانی به من آر

قلب بی‌حاصلِ ما را بزن اکسیرِ مراد

یعنی از خاکِ درِ دوست نشانی به من آر

در کمینگاه نظر با دلِ خویشم جنگ است

ز ابرو و غمزهٔ او تیر و کمانی به من آر

در غریبی و فِراق و غمِ دل پیر شدم

ساغرِ مِی ز کفِ تازه جوانی به من آر

منکران را هم از این مِی دو سه ساغر بچشان

وگر ایشان نَستانند روانی به من آر

ساقیا عشرتِ امروز به فردا مَفِکَن

یا ز دیوانِ قضا خطِّ امانی به من آر

دلم از دست بِشُد دوش چو حافظ می‌گفت

کای صَبا نَکهَتی از کویِ فلانی به من آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴دیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۷روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.