پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲

بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید

نویدِ فتح و بشارت به مِهر و ماه رسید

جمالِ بخت ز رویِ ظفر نقاب انداخت

کمالِ عدل به فریادِ دادخواه رسید

سپهر، دور خوش اکنون کُنَد که ماه آمد

جهان به کامِ دل اکنون رسد که شاه رسید

ز قاطعانِ طریق این زمان شوند ایمن

قوافلِ دل و دانش که مَرد راه رسید

عزیزِ مصر به رغمِ برادران غیور

ز قعرِ چاه برآمد به اوجِ ماه رسید

کجاست صوفیِ دَجّال فِعلِ مُلحِدشکل

بگو بسوز، که مهدیِّ دین پناه رسید

صبا بگو که چه‌ها بر سرم در این غمِ عشق

ز آتشِ دلِ سوزان و دودِ آه رسید

ز شوقِ رویِ تو شاها بدین اسیرِ فراق

همان رسید کز آتش به برگِ کاه رسید

مرو به خواب که حافظ به بارگاهِ قبول

ز وِردِ نیمْ شب و درسِ صبحگاه رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۴معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵الا ای طوطیِ گویا‌یِ اسرار!
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷صبا ز منزلِ جانان گذر دریغ مدار
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸ای صبا نَکهَتی از کویِ فُلانی به من آر
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۰روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۱شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.