پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵

زهی خجسته زمانی که یار بازآید

به کامِ غمزدگان غمگُسار بازآید

به پیشِ خیلِ خیالش کشیدم اَبلقِ چشم

بدان امید که آن شهسوار بازآید

اگر نه در خمِ چوگان او رَوَد سَرِ من

ز سر نگویم و سر خود چه کار بازآید

مقیم بر سرِ راهش نشسته‌ام چون گرد

بدان هوس که بدین رهگذار بازآید

دلی که با سرِ زلفین او قراری داد

گمان مَبَر که بدان دل قرار بازآید

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی

به بویِ آن که دگر نوبهار بازآید

ز نقش بندِ قضا هست امید آن حافظ

که همچو سرو به دستم نگار بازآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۷نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۸جهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۹رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰ابرِ آذاری برآمد بادِ نوروزی وزید
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۳بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۴معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.