پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰

از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد

بر رویِ ما ز دیده چه گویم چه‌ها رَوَد

ما در درونِ سینه هوایی نهفته‌ایم

بر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود

خورشیدِ خاوری کُنَد از رَشک جامه چاک

گر ماهِ مِهرپرورِ من در قبا رود

بر خاکِ راهِ یار نهادیم رویِ خویش

بر رویِ ما رواست اگر آشنا رود

سیل است آبِ دیده و هر کس که بگذرد

گر خود دلش ز سنگ بُوَد هم ز جا رود

ما را به آبِ دیده شب و روز ماجراست

زان رهگذر که بر سرِ کویش چرا رود

حافظ به کوی میکده دایم به صدقِ دل

چون صوفیانِ صومعه دار از صفا رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۴خوشا دلی که مدام از پِی نظر نرود
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵ساقی حدیثِ سرو و گل و لاله می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶تَرسَم که اشک، در غمِ ما پرده‌دَر شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷گر چه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹بخت از دهانِ دوست نشانم نمی‌دهد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.