پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶

روزِ هجران و شبِ فُرقَتِ یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تَنَعُّم که خزان می‌فرمود

عاقبت در قدمِ بادِ بهار آخر شد

شُکرِ ایزد که به اقبالِ کُلَه گوشهٔ گُل

نَخوَتِ بادِ دی و شوکتِ خار آخر شد

صبحِ امّید که بُد معتکفِ پردهٔ غیب

گو برون آی که کارِ شبِ تار آخر شد

آن پریشانیِ شب‌هایِ دراز و غمِ دل

همه در سایهٔ گیسویِ نگار آخر شد

باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز

قصهٔ غصه که در دولتِ یار آخر شد

ساقیا لطف نمودی قدحت پُر مِی باد

که به تدبیرِ تو تشویشِ خُمار آخر شد

در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را

شُکرْ کان محنتِ بی‌حدّ و شمار آخر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸گداخت جان که شود کارِ دل تمام و نشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۱دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵صبا به تهنیتِ پیرِ مِی‌فروش آمد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.