پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵

صبا به تهنیتِ پیرِ مِی‌فروش آمد

که موسمِ طرب و عیش و ناز و نوش آمد

هوا مسیح‌نفس گشت و باد نافه‌گشای

درخت سبز شد و مرغ دَر خروش آمد

تنورِ لاله چنان برفروخت بادِ بهار

که غنچه غرقِ عرق گشت و گل به جوش آمد

به گوشِ هوش نیوش از من و به عشرت کوش

که این سخن سَحَر از هاتفم به گوش آمد

ز فکرِ تفرقه بازآی تا شوی مجموع

به حکمِ آن که چو شد اهرمن سروش آمد

ز مرغِ صبح ندانم که سوسنِ آزاد

چه گوش کرد؟ که با دَه زبان خموش آمد

چه جایِ صحبتِ نامحرم است مجلسِ انس؟

سرِ پیاله بپوشان که خرقه‌پوش آمد

ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ

مگر ز مستیِ زهدِ ریا به هوش آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸هر که شد مَحرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلند
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲حَسْبِ حالی نَنِوِشتی و شد ایّامی چند
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۴دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.