پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱

بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلند

که به بالای چَمان از بُن و بیخَم بَرکَنْد

حاجتِ مطرب و مِی نیست تو بُرقَع بِگُشا

که به رقص آوَرَدَم آتشِ رویت چو سپند

هیچ رویی نشود آینهٔ حجلهٔ بخت

مگر آن روی که مالَند در آن سُمِّ سمند

گفتم اسرارِ غمت هر چه بُوَد گو می‌باش

صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند؟

مَکُش آن آهویِ مُشکینِ مرا ای صیّاد

شرم از آن چشمِ سیه دار و مَبَندَش به کمند

منِ خاکی که از این در نَتَوانَم برخاست

از کجا بوسه زنم بر لبِ آن قصرِ بلند؟

بازمَستان دل از آن گیسویِ مُشکین حافظ

زان که دیوانه همان به که بُوَد اندر بند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۳دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۴دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵نَقْدها را بُوَد آیا که عَیاری گیرَنْد؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶گَر مِی‌فُروش، حاجَتِ رِنْدان رَوا کُنَد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸مَرا به رِنْدی و عِشْق، آن فُضول، عِیْب کُنَد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۹طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰کِلْکِ مُشْکینِ تو، روزی که زِ ما یاد کُنَد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.