پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۳

دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند

واندر آن ظلمتِ شب، آبِ حیاتم دادند

بی‌خود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند

باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند

چه مبارک‌سَحَری بود و چه فرخنده‌شبی

آن شبِ قدر که این تازه‌براتم دادند

بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال

که در آن جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوش‌دل چه عجب؟

مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد

که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شِکر کز سخنم می‌ریزد

اَجرِ صبری‌ست کز آن شاخِ نباتم دادند

همّتِ حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود

که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵نَقْدها را بُوَد آیا که عَیاری گیرَنْد؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶گَر مِی‌فُروش، حاجَتِ رِنْدان رَوا کُنَد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸مَرا به رِنْدی و عِشْق، آن فُضول، عِیْب کُنَد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۹طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰کِلْکِ مُشْکینِ تو، روزی که زِ ما یاد کُنَد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱آن، کیست کَز رویِ کَرَم، با ما وَفاداری کُنَد؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲سروِ چَمانِ من چرا میلِ چمن نمی‌کند؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.