پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵

نَقْدها را بُوَد آیا که عَیاری گیرَنْد؟

تا همه صومِعِه‌داران، پِیِ کاری گیرَنْد

مَصْلِحَت‌دیدِ من، آن است که یاران، هَمِه، کار

بِگُذارَند و خَمِ طُرِّهٔ یاری گیرَنْد

خوش گِرِفْتَنْد حَریفان، سَرِ زُلْفِ ساقی

گَر فَلَکْشان بِگُذارَد کِه قَراری گیرَنْد

قُوَّتِ بازویِ پَرْهیز به خوبان مَفُروش!

کِه در این خِیْل، حِصاری به سَواری گیرَنْد

یا‌ رَب! این بَچِّهٔ تُرکان چه دِلیرَنْد بِه خون

کِه بِه تیرِ مُژه، هَر لَحْظِه، شِکاری گیرَنْد

رَقْص بَر شِعْرِ تَر و نالهٔ نِی خوش باشَد

خاصِه، رَقْصی کِه دَر آن، دَسْتِ نِگاری گیرَنْد

«حافِظ»! اَبْنایِ زَمان را غَمِ مِسْکینان نیست

زین میان گَر بِتَوان بِهْ کِه کِناری گیرَنْد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۸مَرا به رِنْدی و عِشْق، آن فُضول، عِیْب کُنَد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰کِلْکِ مُشْکینِ تو، روزی که زِ ما یاد کُنَد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱آن، کیست کَز رویِ کَرَم، با ما وَفاداری کُنَد؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲سروِ چَمانِ من چرا میلِ چمن نمی‌کند؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳دَر نَظَربازیِ ما، بی‌خَبَران، حِیْران‌اَنْد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۴سَمَن‌بویان، غُبارِ غَم چو بِنْشینَنْد؛ بِنْشانَنْد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.