پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰

ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند

مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند

طوبی ز قامتِ تو نیارد که دَم زند

زین قصّه بگذرم که سخن می‌شود بلند

خواهی که برنخیزدت از دیده رودِ خون

دل در وفایِ صحبتِ رودِ کسان مَبَند

گر جلوه می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی

ما نیستیم معتقدِ شیخِ خودپسند

ز آشفتگیِ حالِ من آگاه کِی شود؟

آن را که دل نگشت گرفتارِ این کمند

بازارِ شوق گرم شد آن سروْقد کجاست؟

تا جانِ خود بر آتش رویش کُنم سپند

جایی که یارِ ما به شِکَرخنده دَم زند

ای پسته کیستی تو، خدا را به خود مخند

حافظ چو تَرکِ غمزهٔ تُرکان نمی‌کنی

دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خُجَند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲حَسْبِ حالی نَنِوِشتی و شد ایّامی چند
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۴دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵نَقْدها را بُوَد آیا که عَیاری گیرَنْد؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶گَر مِی‌فُروش، حاجَتِ رِنْدان رَوا کُنَد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸مَرا به رِنْدی و عِشْق، آن فُضول، عِیْب کُنَد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۹طایِرِ دولَت اَگَر باز گُذاری بِکُنَد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.