پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰

زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد

از سرِ پیمان بِرَفت، با سرِ پیمانه شد

صوفیِ مجلس که دی، جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد

شاهدِ عهدِ شباب، آمده بودش به خواب

باز به پیرانه‌سر‌، عاشق و دیوانه شد

مُغْ‌بَچه‌ای می‌گذشت، راهزنِ دین و دل

در پِیِ آن آشنا، از همه بیگانه شد

آتشِ رخسارِ گُل، خرمنِ بلبل بسوخت

چهرهٔ خندانِ شمع، آفتِ پروانه شد

گریهٔ شام و سحر، شُکر که ضایع نگشت

قطرهٔ بارانِ ما، گوهرِ یک‌دانه شد

نرگسِ ساقی بِخوانْد، آیتِ افسون‌گری

حلقهٔ اورادِ ما، مجلسِ افسانه شد

منزلِ حافظ کنون، بارگهِ پادشاست

دل بَرِ دل‌دار رفت، جان بَرِ جانانه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۲عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۳در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۵صبا به تهنیتِ پیرِ مِی‌فروش آمد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۸هر که شد مَحرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۹رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.