پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷

ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد

دل رمیدهٔ ما را رفیق و مونس شد

نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسأله‌آموزِ صد مُدَرِّس شد

به بویِ او دلِ بیمارِ عاشقان چو صبا

فدایِ عارضِ نسرین و چشمِ نرگس شد

به صدرِ مَصطَبه‌ام می‌نِشانَد اکنون دوست

گدایِ شهر نِگَه کُن که میرِ مجلس شد

خیالِ آبِ خِضِر بست و جامِ اسکندر

به جرعه‌نوشیِ سلطان ابوالفَوارِس شد

طرب‌سرایِ محبت کنون شود مَعمور

که طاقِ اَبرویِ یارِ مَنَش مهندس شد

لب از تَرَشُّحِ مِی پاک کن برایِ خدا

که خاطرم به هزاران گُنَه مُوَسوِس شد

کرشمهٔ تو شرابی به عاشقان پیمود

که عِلم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد

چو زر عزیزِ وجود است نظمِ من، آری

قبولِ دولتیان کیمیایِ این مس شد

ز راهِ میکده یاران عِنان بگردانید

چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۹یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۵صبا به تهنیتِ پیرِ مِی‌فروش آمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.