پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵

مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جایِ آشتی نگذاشت

مگر آهِ سحرخیزان سویِ گردون نخواهد شد؟

مرا روزِ ازل کاری به جز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریادِ دَف و نِی بخش

که سازِ شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

مجالِ من همین باشد که پنهان عشقِ او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

شرابِ لعل و جایِ امن و یارِ مهربان ساقی

دلا کی بِه شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقشِ غم ز لوحِ سینهٔ حافظ

که زخمِ تیغِ دلدار است و رنگِ خون نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸گداخت جان که شود کارِ دل تمام و نشد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۱دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.