پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۳

گل بی‌رخِ یار خوش نباشد

بی‌باده بهار خوش نباشد

طَرفِ چمن و طوافِ بستان

بی‌لاله‌عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالتِ گُل

بی‌صوتِ هَزار خوش نباشد

با یارِ شکرلبِ گل‌اندام

بی‌بوس و کنار خوش نباشد

هر نقش که دستِ عقل بندد

جز نقشِ نگار، خوش نباشد

جان نقدِ مُحَقَّر است حافظ

از بهرِ نثار خوش نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۵مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۶روزِ هجران و شبِ فُرقَتِ یار آخر شد
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸گداخت جان که شود کارِ دل تمام و نشد
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۰زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۱دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.