پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

دلم دارد بدان زلف چلیپا

همان الفت که با زنّار ترسا

گره از کار مجنون کی گشاید

کسی کو عقده زد بر زلف لیلا

بسی تند است و سرکش آتش عشق

ولیکن خار از او ترسد نه خارا

ندیدم هرگز این آشفته دل را

مگر در بند آن زلف چلیپا

یکی شد شیخ و آن دیگر برهمن

که دارد عشق در سرها اثرها

نبودی کوه کندن کار فرهاد

گرش شیرین نبودی کارفرما

چو لا خواهی شدن مگذار مگذار

درون خانۀ دل غیر الّا

اگر مشتاق صاحب خانه باشی

ندارد فرق مسجد با کلیسا

چنان خرگاه لیلی سایه افکند

که مجنون گم شد اندر راه صحرا

سری را کآتش عشق است در دل

نمی گنجد عِقال عقل برپا

کسی کز تیشه کوه از پا فکندی

فکندش تیشۀ عشق تو از پا

دلا سستی مکن در خوردن غم

که زین دارو توانی شد توانا

غبارا زین میان برخیز برخیز

که با خود می نشاید بود و با ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ساقیا لبریز کن پیمانه را
  2. شمارهٔ ۴امشب خروس از نیمه شب بگرفته راه بام را
  3. شمارهٔ ۵برآن سرم که چو گُل برکشد زچهره نقاب
  4. شمارهٔ ۶گر خورم گرداب سان دریای آب
  5. شمارهٔ ۷ای نهان ساخته رخ در تُتُق پردۀ غیب
  6. شمارهٔ ۸خروشی دوش از میخانه برخاست
  7. شمارهٔ ۹لب لعلت گزیدنم هوس است
  8. شمارهٔ ۱۰ساقی بیار باده که دوشم خیال دوست
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.