فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان ) باشد بجهان عید همه ساله بیکبار
- شمارهٔ ۶۲ - در مدح ابوالخلیل جعفر با ماه تو تا مشک شد برابر
- شمارهٔ ۶۳ - در مدح ابومنصور بتا گل رخ تو کرده از بنفشه سپر
- شمارهٔ ۶۴ - در مدح ابودلف بتی سرو بالا و سرو سمنبر
- شمارهٔ ۶۵ - در مدح ابوالمعمر بتی که راستی از قد او رباید تیر
- شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابومنصور بلای غربت و تیمار عشق و فرقت یار
- شمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر بفرخ فال و خرم بخت و میمون روز و نیک اختر
- شمارهٔ ۶۸ - در مدح ابودلف شاه نخجوان تا بیشتر زند به دلم عشق نیشتر
- شمارهٔ ۶۹ - در مدح ابومنصور تا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیر
- شمارهٔ ۷۰ - در مدح شمس الکفات ابوعلی حسن چون او بتی شمن نستاید بصد بهار
- شمارهٔ ۷۱ - در مدح شاه ابومنصور چون رخ معشوق خندان شد بصحرا لاله زار
- شمارهٔ ۷۲ - در مدح شاه ابوالخلیل چون روز بر کشید سر از قیرگون حریر
- شمارهٔ ۷۳ - در تهنیت عروسی گودرز و منوچهر دو فرزند ابوالحسن علی لشگری که از سلاطین شدادیان گنجه بوده است چون عروسی جلوه گر شد باغ و ابرش جلوه گر
- شمارهٔ ۷۴ - در مدح ابونصر مملان چون کمانم چفته دارد عشق بالائی چو تیر
- شمارهٔ ۷۵ - در مدح ابوالخلیل جعفر و امیر مملان دگر فکار نباشد دلم ز هجر نگار
- شمارهٔ ۷۶ - در مدح ابومنصور رخ چو لاله شکفته بر گل سور
- شمارهٔ ۷۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر ز روزنامه شاهان چنین دهند خبر
- شمارهٔ ۷۸ - در مدح بوعلی سرشک ابر آزاری زمین را کرد پرگوهر
- شمارهٔ ۷۹ - در مدح ابومنصور وهسودان شد ز فرّ ماه فروردین جهان فردوسوار
- شمارهٔ ۸۰ - در مدح ابونصر شنبه شادی و اول مه آذر
- شمارهٔ ۸۱ - در مدح ابومنصور وهسودان عشق دارد هر کسی را مستمند و خوار و زار
- شمارهٔ ۸۲ - در مدح ابونصر مملان گرد کافور است گوئی بیخته بر کوهسار
- شمارهٔ ۸۳ - در مدح ابوالیسر سپهسالار اران گلستان شد چون بهار از فر ابر نوبهار
- شمارهٔ ۸۴ - در مدح میر ابومنصور گل شکفته نماند مگر بصورت حور
- شمارهٔ ۸۵ - در مدح لشگری که را پشتی کند گردون چه باشد پشتی لشگر
- شمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوالیسر سپهسالار مگر نگارگر چین شده است باد بهار
- شمارهٔ ۸۷ - در مدح ابومنصور مملان مه نیسان برون آورد بر صحرا یکی لشگر
- شمارهٔ ۸۸ - در مدح ابوالیسر نگار کرد رخ من بخون دیده نگار
- شمارهٔ ۸۹ - در مدح ابوالمعمر نگه کن روی آن دلبر چو نقش لعبت بربر
- شمارهٔ ۹۰ - در مدح ابوالخلیل جعفر هم مساعد یار دارم هم مساعد روزگار
- شمارهٔ ۹۱ - در مدح ابوالخلیل جعفر همیشه بد بود اندوه و درد فرقت یار
- شمارهٔ ۹۲ - در مدح ابونصر مملان یاقوت سرخ شد ز می از ابر در بار
- شمارهٔ ۹۳ - در مدح شاه ابونصر محمد در تهنیت عید از غم هجر طراز همه خوبان طراز
- شمارهٔ ۹۴ - در مدح ابوالیسر بهشتوار شد از نوبهار گیتی باز
- شمارهٔ ۹۵ - قصیده خسروا بیم است کز گیتی برآید رستخیز
- شمارهٔ ۹۶ - در مدح ابونصر سعدبن مهدی ز چین زلف مه نیکوان چین و طراز
- شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر ابونصر مملان صبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف دراز
- شمارهٔ ۹۸ - فی المدیحه نهاد روی بما دولت و سعادت باز
- شمارهٔ ۹۹ - فی المدیحه ای آفریدگار چو تو نافریده کس
- شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح ابونصر سعدبن مهدی تا مهر بر فروخت ببرج حمل چراغ
- شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح ابونصر مملان تا خزان آورد روی خویش سوی باغ و راغ
- شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح ابراهیم ابن شریف دوشم شبی خجسته بد و مجلسی ظریف
- شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح ابوالخلیل جعفر ای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ
- شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح شمس الدین و ابوالمعالی با درنگ از درد دل در بوستان دی داد رنگ
- شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگری کافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ
- شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهر گشت کوه و باغ در زیر گل بیجاده رنگ
- شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ابوالمعمر ابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل
- شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح ابونصر محمد (مملان) از پار مرا حال بسی خوشتر امسال
- شمارهٔ ۱۰۹ - فی المدیحه ایا شهریاران پاکیزه دل
- شمارهٔ ۱۱۰ - قصیده ای بهنگام سخا ابر کف و دریا دل
- شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح شمس الدین ای مشک فشان زلفین ای غالیه گون خال
- شمارهٔ ۱۱۲ - فی المدیحه ای میر بی نظیر و خداوند بی عدیل
- شمارهٔ ۱۱۳ - در زلزلهٔ تبریز و مدح ابونصر مملان بود محال مرا داشتن امید محال
- شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح ابوالخلیل جعفر تا شمر چون درع داودی شد از باد شمال
- شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح ابوالخلیل جعفر تا عدیل دوست گشتم با طرب گشتم عدیل
- شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح ابومنصور تنم به گونهٔ نال و دلم به گونهٔ نیل
- شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر چه بود بهتر و نیکوتر از این هرگز حال
- شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح ابوالیسر خیال شام فراق بتان بروز وصال
- شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح عمیدالملک ابونصر نگارینا تو از نوری و دیگر نیکوان از گل
- شمارهٔ ۱۲۰ - قصیده ای آنکه ترا بوده بر اندام جهان دام
متن اشعار به نقل از گنجور.