پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

قصاید

شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح ابونصر سعدبن مهدی

تا مهر بر فروخت ببرج حمل چراغ

پر شمع و پر چراغ شد از لاله باغ و راغ

دیو است زاغ گوئی مقری است عندلیب

کز بانک او ز باغ هزیمت گرفت زاغ

از بوستان کلاغ هزیمت گرفت راست

کز بادریسه کشت سر کوه چون کلاغ

از باد شد غدیر بکردار صدر باز

وز میغ گشت چرخ بکردار پشت ماغ

نرگس بیاد سوسن و شمشاد در فکند

دینار گون نبیذ به کافور گون ایاغ

در باغ بگذری ز فروغ و نسیم گل

رنگین شود دو دیده و مشگین شود دماغ

گوئی بباغ حور فرود آمد از بهشت

یا دهخدای شه بگذشته است پیش باغ

بو نصر سعد مهدی کز نصرت است و سعد

بر خاتمش نگینه و بر مرکبش جناغ

از مهر او کناغ فرازنده چون چنار

وز کین او چنار گدازنده چون کناغ

از خوی او برند گل و نسترن نسیم

وز روی او برند مه و مشتری فراغ

آموختن توان ز یکی خوش صد ادب

وافروختن توان ز یکی شمع صد چراغ

آبست جود او و دل دوست چون خوید

ناراست خشم او و تن خصم خشک تاغ

در رزم برق تیغش اندر میان گرد

تابان ز چرخ باشد چون پیش دوده داغ

از مهر جود نیست بچیزد گرش میل

وز شغل ملک نیست بچیز دگر فراغ

در باغ و راغ میر چمان باد جاودان

تا جای سرو باغ بود جای رنگ راغ

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح ابراهیم ابن شریفدوشم شبی خجسته بد و مجلسی ظریف
  2. شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح ابوالخلیل جعفرای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ
  3. شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح شمس الدین و ابوالمعالیبا درنگ از درد دل در بوستان دی داد رنگ
  4. شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگریکافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ
  5. شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهرگشت کوه و باغ در زیر گل بیجاده رنگ
  6. شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ابوالمعمرابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل
  7. شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح ابونصر محمد (مملان)از پار مرا حال بسی خوشتر امسال
  8. شمارهٔ ۱۰۹ - فی المدیحهایا شهریاران پاکیزه دل
همه‌ی قصاید ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.