پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

قصاید

شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگری

کافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ

وز کوه کرد روی سوی دشت غرم و رنگ

کهسار سیمرنگ شد و چرخ سیمگون

آبی زریر گون شده باده عقیق رنگ

چرخ کبود مانده برو ابر جای جای

چون پر ز دوده آینه بر جای جای زنگ

از برف کوهسار شده پر سپاه روم

وز زاغ مرغزار شده پر سپاه زنگ

چون روی دوستان ملک گشت سرخ سیب

چون روی دشمنانش شده زرد با درنگ

میر ستوده بوالحسن آن آفتاب جود

شاه نبرد لشگری آن آفتاب جنگ

بادش همیشه دولت یار و نشاط جفت

بادش همیشه روی بیار و قدح به چنگ

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ابوالمعمرابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل
  2. شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح ابونصر محمد (مملان)از پار مرا حال بسی خوشتر امسال
  3. شمارهٔ ۱۰۹ - فی المدیحهایا شهریاران پاکیزه دل
  4. شمارهٔ ۱۱۰ - قصیدهای بهنگام سخا ابر کف و دریا دل
  5. شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح شمس الدینای مشک فشان زلفین ای غالیه گون خال
  6. شمارهٔ ۱۱۲ - فی المدیحهای میر بی نظیر و خداوند بی عدیل
  7. شمارهٔ ۱۱۳ - در زلزلهٔ تبریز و مدح ابونصر مملانبود محال مرا داشتن امید محال
  8. شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح ابوالخلیل جعفرتا شمر چون درع داودی شد از باد شمال
همه‌ی قصاید ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.