پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۳

گر چشم سیاهش را از چشم صفا بینی

آهوی خطایی را در عین خطا بینی

اطوار تطاول را در طرهٔ او یابی

زنجیر محبت را بر گردن ما بینی

بر طرهٔ او بگذر تا مشک ختن یابی

در چهرهٔ او بنگر تا نور خدا بینی

در راه طلب بنشین چندان که خطر یابی

از کوی وفا بگذر چندان که جفا بینی

با هجر شکیبا شو تا وصل بدست آری

با درد تحمل کن تا فیض دوا بینی

شب گر ز غمش میری، چون نوبت صبح آید

اعجاز مسیحا را ز انفاس صبا بینی

آن حور بهشتی رو گر حلقه کند گیسو

مرغان بهشتی را در دام بلا بینی

مطرب سخنی سر کن زان لعل لب شیرین

تا شور حریفان را در بزم به پا بینی

افتد دلت ای ناصح چون سایه به دنبالش

گر سرو فروغی را سنبل به قفا بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵اولین گام ار سمند عقل را پی می‌کنی
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷مو به مو دام فریب دل دانای منی
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸دلم که بسته تعلق به زلف پرچینی
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۹گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰تا سراسیمهٔ آن طرهٔ پیچان نشوی
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگوی
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۲کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.