پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶

ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی

تویی که مایهٔ تسکین و اضطراب منی

دو هفته ماه و فروزنده آفتاب منی

ز دفتر دو جهان فرد انتخاب منی

شکستگیت مباد ای نهال باغ مراد

چرا که خواستهٔ دیدهٔ پر آب منی

ز سیل حادثه یارب خرابیت مرساد

که گنج خانهٔ کنج دل خراب منی

من از بلای محبت چگونه پوشم چشم

که از دو چشم فسونگر بلای خواب منی

اگر درنگ نداری به بزم من نه عجب

از آن که تندتر از عمر پرشتاب منی

ز دستت ای غم هجران مرا خلاصی هست

مگر که کیفر اعمال ناصواب منی

گسستگیت مباد ای شکسته زلف نگار

اگر چه آفت کالای صبر و تاب منی

حسابت ای شب هجران به سر نمی‌آید

که روزنامهٔ اندوه بی حساب منی

جز از لب تو فروغی حکایت نکند

که زیب دفتر و آرایش کتاب منی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸دلم که بسته تعلق به زلف پرچینی
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۹گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰تا سراسیمهٔ آن طرهٔ پیچان نشوی
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگوی
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۲کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳ای سر زلف تو سر رشتهٔ هر سودایی
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۴دوش مستانه چه خوش گفت قدح پیمایی
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۵خرم آن عاشق که آشوب دل و دینش تویی
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.