پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴

بر در می‌خانه تا مقام گرفتم

از فلک سفله انتقام گرفتم

خدمت مینا علی الصباح رسیدم

ساغر صهبا علی الدوام گرفتم

در ره ساقی به انکسار فتادم

دامن مطرب به احترام گرفتم

خرقه نهادم به رهن و باده خریدم

سبحه فکندم ز دست و جام گرفتم

هیچ نشد حاصلم ز رشتهٔ تسبیح

حلقهٔ آن زلف مشک فام گرفتم

پرده برانداختم از ان رخ و گیسو

کام دل از دور صبح و شام گرفتم

ترک طلب کن که در طریق ارادت

مطلب خود را به ترک کام گرفتم

خواجه ز من تا گرفت خط غلامی

تاجوران را کمین غلام گرفتم

پخته شدم تا ز جام صاف محبت

نکته به دردی کشان خام گرفتم

یک دو قدح می‌ کشیدم از خم وحدت

داد دلم را ز خاص و عام گرفتم

بس که نخفتم شبان تیره فروغی

حاجت خود زان مه تمام گرفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۶تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۷در عالم محبت دانی چه کار کردم
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸بر سر آتش سوزنده نشیمن کردم
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۹جانی که خلاص از شب هجران تو کردم
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۰امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۱اگر گاهی بدان مه پاره یک نظاره می‌کردم
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲به حلقهٔ سر زلف تو پای‌بند شدم
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۳مو به مو بستهٔ آن زلف گره گیر شدم
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.