پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸

بر سر آتش سوزنده نشیمن کردم

معنی عشق تو را بر همه روشن کردم

کسی از دور فلک این همه اندیشه نکرد

که من از گردش آن نرگس رهزن کردم

خادم غیر شدم با همهٔ غیرت عشق

آه کز دوستی‌ات خدمت دشمن کردم

سنگ نالید به حال دل دیوانهٔ من

بس که در کوه غمش ناله و شیون کردم

یارب آویزهٔ گوش تو پری‌پیکر باد

در اشکی که من از دیده به دامن کردم

عاجزم پیش دل سخت تو من کز آهی

رخنه در خاره و سوراخ در آهن کردم

سری از چشم تو با مردم عالم گفتم

همه را زآفت دور فلک ایمن کردم

بوسه‌ای از لب نوشین تو مقدورم شد

نوش داروی دل خسته معین کردم

اثر از دیر و حرم هیچ ندیدم هر چند

طلب وصل تو از شیخ و برهمن کردم

گر پرم بشکنی از سنگ، نخواهم برخاست

من که از سدره به بام تو نشیمن کردم

خیل اندوه به سر منزل من راه نبرد

تا فروغی به در میکده مسکن کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۱اگر گاهی بدان مه پاره یک نظاره می‌کردم
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲به حلقهٔ سر زلف تو پای‌بند شدم
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۳مو به مو بستهٔ آن زلف گره گیر شدم
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۴به بوسه‌ای ز دهان تو آرزومندم
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵یک باره گر از سبحه در انکار نبودم
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶دیری است که دیوانه آن چشم کبودم
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷دوشینه مهی به خواب دیدم
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.