پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰

امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم

تو خوب تر ز ماهی، من اشتباه کردم

دوشینه پیش رویت آیینه را نهادم

روز سفید خود را آخر سیاه کردم

هر صبح یاد رویت تا شام گه نمودم

هر شام فکر مویت تا صبح گاه کردم

تو آن چه دوش کردی از نوک غمزه کردی

من هر چه کردم امشب از تیر آه کردم

صد گوشمال دیدم تا یک سخن شنیدم

صد ره به خون تپیدم تا یک نگاه کردم

چون خواجه روز محشر جرم مرا ببخشد

گر وعده عطایش عمری گناه کردم

من هر غزل که گفتم در عاشقی فروغی

یک جاگریز آن را بر نام شاه کردم

شاه همه سلاطین، شایسته ناصرالدین

کز قهر دشمنش را در قعر چاه کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۲به حلقهٔ سر زلف تو پای‌بند شدم
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۳مو به مو بستهٔ آن زلف گره گیر شدم
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۴به بوسه‌ای ز دهان تو آرزومندم
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۵یک باره گر از سبحه در انکار نبودم
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۶دیری است که دیوانه آن چشم کبودم
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۷دوشینه مهی به خواب دیدم
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۸دیشب به خواب شیرین نوشین لبش مکیدم
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۹دوش از لب نوشش سخنی چند شنیدم
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.