پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶

اگر راه یابم ببوم و برت

سراپا قدم گردم آیم برت

بکویت بیابم اگر رخصتی

ببوبت کنم عیش در کشورت

ندارم شکیب از تو ای جان من

تو آئی برم یا من آیم برت

قدم رنجه فرما بیا بر سرم

بقربان پایت بگرد سرت

وگرنه بده رخصتی بنده را

که سرپای سازم بیایم برت

تو آئی دل و جان نثارت کنم

من آیم شوم خاک ره بر درت

نیم گرچه شایسته صحبتت

ولی هستم از جان و دل چاکرت

جز این آرزو نیست در دل مرا

که پیوسته باشد سرم بر درت

چو فیض از غم عشق گردم غبار

مگر بادم آرد ببوم و برت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸گفتم چه چاره سازم با عشق چاره‌سوزت
  2. غزل شمارهٔ ۷۹اگر ساغر دهد ساقی ازین دست
  3. غزل شمارهٔ ۸۰از عتاب تو پناهم خوی تست
  4. غزل شمارهٔ ۸۱این تن ما از روان روشن ما روشنست
  5. غزل شمارهٔ ۸۲ای که در راه خدایت چشم غیرت رهبرست
  6. غزل شمارهٔ ۸۳یارب چمن حسن تو خرم ز چه آبست
  7. غزل شمارهٔ ۸۴آهنگ جانان کرد جان ای مطرب آهنگی بس است
  8. غزل شمارهٔ ۸۵مرا که دل زغم معصیت ورق و رقست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.