پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

گرانی از بدرون آید از در جنت

برون روم زدر دیگر ای فلان همت

خیال قرب گرانان دلم گران دارد

چو جای دیدن ایشان و کلفت صحبت

شود زدور چو سنگین عمامهٔ پیدا

نعوذ بالله از این قوم فاقرؤا تبت

بسر ببسته و پیچیده حبلهای مسد

برد زحبلش حمالهٔ الحطب غیرت

عمامهای گران بر سرگران جانان

چو کوه بر سر کوهیست در دل الفت

از آن عمامه سنگین بسر نهد سنگین

که بر زمین بنشاند قرارهٔ کلفت

اگر عمامهٔ سنگین گران بسر ننهند

زجا گیرد و در آید جهان همه وحشت

بمعنی است گران چونکه بر دلست گران

تنش اگر چه سبک باشد از ره صورت

خدا زشر گرانش نگاه میدارد

کسی که خوی کند همچو فیض با خلوت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳یک نظر مستانه کردی عاقبت
  2. غزل شمارهٔ ۷۴بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت
  3. غزل شمارهٔ ۷۵به کجا روم ز دستت به چه سان رهم ز شستت
  4. غزل شمارهٔ ۷۶اگر راه یابم ببوم و برت
  5. غزل شمارهٔ ۷۷گل بنفشه دمیدن گرفت گرد عذارت
  6. غزل شمارهٔ ۷۸گفتم چه چاره سازم با عشق چاره‌سوزت
  7. غزل شمارهٔ ۷۹اگر ساغر دهد ساقی ازین دست
  8. غزل شمارهٔ ۸۰از عتاب تو پناهم خوی تست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.