پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰

دلم گرفت ازین خاکدان پر وحشت

ره بهشت کدامست و منزل راحت

بلاست صحبت بیگانه و دیار غریب

کجاست منزل مألوف و یار بی کلفت

زسینه گشت جدا و نیافت محرم راز

نفس گره شده در کام ماند از غیرت

اگر بعالم غیبم دریچهٔ بودی

زدودمی بنسیمی دمی ز دل کربت

مگر سروش رحیلی بگوش جان آمد

دل گرفته گشاید زکربت غربت

زوصل دوست نسیمی بیار باد صبا

که سخت شعله کشیده است آتش فرقت

بجز کتاب انیسی دلم نمیخواهد

زهی انیس و زهی خامشی زهی صحبت

اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفیق

من و خدا و کتابی و گوشهٔ خلوت

هزار شکر که کاری بخلق نیست مرا

خدا پسند بود فیض را زهی همت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲قد تجلی جماله جلوات
  2. غزل شمارهٔ ۷۳یک نظر مستانه کردی عاقبت
  3. غزل شمارهٔ ۷۴بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت
  4. غزل شمارهٔ ۷۵به کجا روم ز دستت به چه سان رهم ز شستت
  5. غزل شمارهٔ ۷۶اگر راه یابم ببوم و برت
  6. غزل شمارهٔ ۷۷گل بنفشه دمیدن گرفت گرد عذارت
  7. غزل شمارهٔ ۷۸گفتم چه چاره سازم با عشق چاره‌سوزت
  8. غزل شمارهٔ ۷۹اگر ساغر دهد ساقی ازین دست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.