پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۵

کی بود دل زین چنین گردد خنک

جانم از برد الیقین گردد خنک

وارهم ز اغیاد و گردم مست یار

خاطرم از آن و این گردد خنک

جان بمهر او دهم تا دل مرا

زان عذار آتشین گردد خنک

بر فراز آسمان‌ها پا نهم

تا دل من از زمین گردد خنک

نزد من آری و مرا بستان زمن

تا گمانم آن یقین گردد خنک

تیزتر کن آتش عشق مرا

خاطرم عشق اینچنین گردد خنک

بیخودم کن تا بیاساید دلم

خاطر اندوهگین گردد خنک

جان ز من بستان ز خویشم وارهان

آتش هجران بدین گردد خنک

زان کفم ده بادهٔ کافوری

زان چنان تا اینچنین گردد خنک

جرعه زان بر فلک ریزد ملک

تا دل عرش برین گردد خنک

جرعهٔ هم بخش کن بر دیگران

تا که دلهای حزین گردد خنک

بس کنم زین نالهای بیهده

کی دل فیض از انین گردد خنک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۷گذر کن ز بیغولهٔ نام و ننگ
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۸دلم بحر و عشق تو در وی نهنگ
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۹عاشق و معشوق را راهی بود از دل بدل
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۰پرتو شمع رخت شد در وجودم مشتعل
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۱نگاه ارکنی جان ستانی تغافل کنی دل
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۲گلزار رخت دیدم شد خار به چشمم گل
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۳ای جمال هر جمیل و ای جمالت بی‌مثال
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۴منزلگه یار است دل ماوای دلدارست دل
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.