پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶

بی دلانرا از نکو رویان چه حظ

زآفت دین و بلای جان چه حظ

زاهدان را چون ز خوبان بهره نیست

از دل ایشانرا چه سود از جان چه حظ

شاهدان را از جمال خود چه ذوق

عاشقانرا از غم اینان چه حظ

چون کسی را تاب دیدار تو نیست

از جمالت ای مه تابان چه حظ

تا نگه کردی دلم را برده‌ای

زین نگاه دلربا ای جان چه حظ

دل بری و دین بری و جان بری

از تو ای برهمزن سامان چه حظ

درد تو چون خستگان را راحتست

خسته را از جستن درمان چه حظ

هجر تو ، جان میستاند ، وصل ، دل

مر مرا زین وصل و زین هجران چه حظ

درد تو در دست و درمان نیز درد

فیض را زین درد و زین درمان چه حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸هر آنکه سوی تو آمد شد از فنا محفوظ
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۹خورشید روئی گردید طالع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰نحم خیالت گردد چو طالع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱مطرب عمر این سراید در سماع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۲یار بما نظر نکرد صبر و شکیب را وداع
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳بر سر خسته‌ات بیا دم نزع
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۴ایاک ادعوا انت السمیع
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۵عشق بر اکوان محیطست و وسیع
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.