پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵

اهل دنیا را ز جان کندن چه حظ

از عنای جان و برنج تن چه حظ

مرگ را نشناختن تا وقت مرگ

غافلان را از چنین مردن چه حظ

سعی کردن بهر دنیا روز و شب

ناگهانی مردن و ماندن چه حظ

خواجه را از جمع کردنها چسود

تخم حسرت در جهان کشتن چه حظ

عاقلانرا از مراعات رسوم

جز مشقتهای جان و تن چه حظ

اهل عزت را ز عزوّ سروری

جز مراعات گران کردن چه حظ

کار عقبا را پس افکندن چه سود

فوت کردن وقت تا رفتن چه حظ

زینت دنیا ندارد چون بقا

عاقلانرا دل در آن بستن چه حظ

فیض را زین پندهای بیهده

گفتن و بنوشتن و خواندن چه حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۷ای یار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۸هر آنکه سوی تو آمد شد از فنا محفوظ
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۹خورشید روئی گردید طالع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰نحم خیالت گردد چو طالع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱مطرب عمر این سراید در سماع
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۲یار بما نظر نکرد صبر و شکیب را وداع
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳بر سر خسته‌ات بیا دم نزع
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۴ایاک ادعوا انت السمیع
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.