پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۸

عمر تو همه هباست ای فیض

درد دینت کجاست ای فیض

بهر دنیا مباش غمناک

تا در نگری فناست ای فیض

روی دل ازینجهان بگردان

بنگر که چه در قفاست ای فیض

خود میدانی که در قیامت

ز آشوب و بلا چهاست ای فیض

چون کار ز دست ما برون شد

دردیست که بیدواست ای فیض

ما نا مفتون شاهدانی

رنگ ز ردت گواست ای فیض

کردم بطبیب حال خود عرض

گفت از اثر است ای فیض

گفتم که هوا ز سر بدر شد

گفتا هوا بجاست ای فیض

غافل منشین ز فتنهٔ نفس

این نفس تو اژدهاست ای فیض

بگذار حدیث نفس و بگذر

بس شر که ز گفت خواست ای فیض

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۰ای رهنمای گم شدگان اهدنا الصراط
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱سوی ما می‌کنی نگه به غلط
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲غیر عشق رخ دلدار غلط بود غلط
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۳حرف بیگانگی یار غلط بود غلط
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۴روی دل سوی هوا کردم غلط
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۵اهل دنیا را ز جان کندن چه حظ
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۶بی دلانرا از نکو رویان چه حظ
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۷ای یار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.