پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰

ای رهنمای گم شدگان اهدنا الصراط

وی چشم راه روان اهدنا الصراط

در دوزخ هوا و هوس مانده‌ایم زار

گم کرده‌ایم راه جنان اهدنا الصراط

بگذشت عمر در لعب و لهو بی خودی

شاید تدارکی بتوان اهدنا الصراط

ره دور وقت دیر و شب تار و صد خطر

مرکب ضعیف و جاده نهان اهدنا الصراط

غولی ز هر طرف ره وا مانده زنده

آه از صفیر راهزنان اهدنا الصراط

نی ره بسوی سود و نه سوی زیان بریم

ای از تو سود و از تو زیان اهدنا الصراط

از شارع هوا و هوس در نمی‌رویم

گاهی در این و گاه در آن اهدنا الصراط

رفتند اهل دل همه با کاروان جان

ما مانده‌ایم بی‌دل و جان اهدنا الصراط

گم گشت فیض و راه بجائی نمیبرد

ای رهنمای گمشدگان اهدنا الصراط

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲غیر عشق رخ دلدار غلط بود غلط
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۳حرف بیگانگی یار غلط بود غلط
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴روی دل سوی هوا کردم غلط
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵اهل دنیا را ز جان کندن چه حظ
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶بی دلانرا از نکو رویان چه حظ
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷ای یار مخوان ز اشعار الا غزل حافظ
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸هر آنکه سوی تو آمد شد از فنا محفوظ
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۹خورشید روئی گردید طالع
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.