پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۲

عبرت بگیر ای دل ازین دهر پر غصص

ز احوال انبیا و سلاطین شنو قصص

بنگر چها ز قوم کشیدند انبیا

بس جرعهای خون که کشیدند از غصص

حق کرد بر خواص مو کل بلای خویش

قسمت زیاده داده کسی را که بود اخص

شاهان نگر که با دل پر حسرت از جهان

رفتند سوی گور ز قصر مشید جص

دانا در اینجهان ننهد دل تنش در و

چون جان اوست در تن چون مرغ در قفص

بر راستی کار جهان این دلیل بس

کو کرد بر جفاش بکردار خویش نص

فریاد میکند که من اینم مخور فریب

از بهر خود مجوی در آمیزشم رخص

پنهان نمی‌کند بدی خود چو اهل غدر

پیدا و روشن است بدیهاش چون برص

ای فیض قسمتیست معدّل نعیم و غم

بر اهل نشأتین مساوی بود حصص

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۴توشه عام و بنده بنده خاص
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۵بر جمال تو هست خالت نص
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۶سمآء الناس المعشاق ارض
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷غم با دلت آشناست ای فیض
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸عمر تو همه هباست ای فیض
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۹عشقت ره و رهنماست ای فیض
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۰ای رهنمای گم شدگان اهدنا الصراط
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱سوی ما می‌کنی نگه به غلط
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.