پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۴

توشه عام و بنده بنده خاص

خدمتت را غلام با اخلاص

گر نوازیم از خواص شوم

ور کشی در غمم ز خاص الخاص

هر که در چون تو شاهدی دل بست

تا سر و جان بتاخت نیست خلاص

دو جهان شد مسخر حکمت

تا که بر وحدت تو باشد ناص

می‌کشد هر کجا که میخواهد

عاشقان را گرفته عشق نواص

هر دلی کو بدام عشق افتاد

نیست او را نه زان مفرنه مناص

شاهدان خلق را شهید کنند

نه بر ایشان دیت بود نه قصاص

زانکه عشاق کشته عشقند

عشق را جایز است قتل خواص

سخن فیض چون شکر گردد

زان لب لعل گردهیش مصاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۶سمآء الناس المعشاق ارض
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۷غم با دلت آشناست ای فیض
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۸عمر تو همه هباست ای فیض
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۹عشقت ره و رهنماست ای فیض
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۰ای رهنمای گم شدگان اهدنا الصراط
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۱سوی ما می‌کنی نگه به غلط
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۲غیر عشق رخ دلدار غلط بود غلط
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۳حرف بیگانگی یار غلط بود غلط
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.