پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴

از بلای چشم مستت العیاذ

العیاذ از هر چه هستت العیاذ

تن ز گل نازکتر و دل همچو سنگ

چون توان رستن ز دستت العیاذ

یک نظر کردم برویت شدنشان

از نگاهی روی حسنت العیاذ

شب همه شب نالم از دست غمت

هیچ پروای منستت العیاذ

نالهٔ من ز آسمانها در گذشت

هیچ میگوئی چه استت العیاذ

تا بشادی در برویم بستهٔ

از گشادت همچو بستت العیاذ

فیض صد توبه گر از عشقت رهد

باز می‌افتد بشستت العیاذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۶زاهد گر ترا ریاست لذیذ
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۷به دل کاشتم مهر آن طفل جاهل ز راه نظر
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸از پای تا سر چشم شو حسن و جمالش را نگر
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۹بهر جا راه گم کردم بر آوردم ز کویت سر
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۰گشتم به بحر و بر پی یار بی سیر
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱ای بهار جان و ای جان بهار
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۲آمدم کآتش زنم در بیخ جبر و اختیار
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۳شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.