پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۶

زاهد گر ترا ریاست لذیذ

من دلداده را هواست لذیذ

گر ترا عافیت بود مطلوب

من دیوانه را بلاست لذیذ

گر ترا جوی شیر خوش آید

نزد من اشک بی‌بهاست لذیذ

گر تو با جوی خمر خوش داری

مر مرا خون دیدهاست لذیذ

گر ترا انگبین دهد لذت

حرف شیرین او مراست لذیذ

گر تو حور و قصور میخواهی

عاشقانرا ازو لقاست لذیذ

فیض با زاهدان جدال مکن

عشق نزد خسان کجاست لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۸از پای تا سر چشم شو حسن و جمالش را نگر
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۹بهر جا راه گم کردم بر آوردم ز کویت سر
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۰گشتم به بحر و بر پی یار بی سیر
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۱ای بهار جان و ای جان بهار
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۲آمدم کآتش زنم در بیخ جبر و اختیار
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۳شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۴بکوش ساقی از آن باده ساغری دست آر
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۵فروغ نور جمال تو در دل بیدار
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.