پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵

مراست دیدن روی تو بی‌نقاب لذیذ

چنانکه تشنهٔ دو روزه است آب لذیذ

بود لذیذ مرا در بهشت ذوق وصال

چنانکه عابد صد ساله را ثواب لذیذ

بود مراد تو ترک حساب ای زاهد

مراست چون و چراهاش در حساب لذیذ

مرا بروز قیامت پس از لقای حبیب

بود جوار وی و پرسش و خطاب لذیذ

ز حور و قصر بلور و عسل مگوی که من

جز اوم هیچ نباشد بهیچ باب لذیذ

بود ز چشم خوش یار لذت مستیم

چنانکه عامه را مستی شراب لذیذ

از این جهان غم او انتخاب کردم من

که نزد من غم او هست بیحساب لذیذ

بود ز سینهٔ بریان خود مرا لذت

چنانکه گرسنهٔ را بود کباب لذیذ

نماند صحبت اصحاب را دگر فیضی

مراست فیض‌ همین صحبت کتاب لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۷به دل کاشتم مهر آن طفل جاهل ز راه نظر
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۸از پای تا سر چشم شو حسن و جمالش را نگر
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۹بهر جا راه گم کردم بر آوردم ز کویت سر
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۰گشتم به بحر و بر پی یار بی سیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱ای بهار جان و ای جان بهار
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۲آمدم کآتش زنم در بیخ جبر و اختیار
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۳شهر یارم آرزو شد در دیار در دیار
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۴بکوش ساقی از آن باده ساغری دست آر
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.